سوال جواب

اعتقادی، احکام و ...

سوال جواب

اعتقادی، احکام و ...

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پاسخ به شبهات» ثبت شده است

۲۵
اسفند
حاج آقا قرائتی :خداوند مى‏ فرماید: «أنا خیر شَریک فمَن عَمل لى و لِغیرى فهو لِمَن عَمله غیرى»(وسائل، ج‏1، ص‏72) من بهترین شریک هستم، اگر کسى عملى را انجام بدهد که هدفش هم من و هم غیر من باشد، من سهم خود را به آن شریکى که براى من پنداشته واگذار مى‏ کنم تا پاداش خود را از او بگیرد.
آرى، هرکس و هر چیز را در کنار خدا قرار دادن، توهین به مقام الهى است.
اگر کسى به شما بگوید: من شما و سنگ را دوست دارم، این توهین به شماست.
اگر بگوید: از غذایى که تهیّه کرده‏ام، هم شما بخورید هم گربه‏ام مى‏خورد، توهین است.
علاوه بر آنکه هدف خداوند از انجام دستوراتش، رشد و کمال انسان است و شرک و ریا مایه سقوط انسان است. اگر یک موش در دیگ غذا بیفتد، تمام غذا از قابلیّت مصرف مى‏ افتد.
یک روز تمام مسافران هواپیما را پیاده و بارى را که بسته شده بود تخلیه کردند و گفتند: یک موش در هواپیما دیده شده است. پرسیدیم: این همه مسافر و بار به خاطر یک موش باید پیاده شود؟ گفتند: بله، زیرا ممکن است این موش یکى از سیم‏ها را بجود و رابطه خلبان با فرودگاه قطع شود و موجب سقوط هواپیما شود.
آرى، موش شرک، سیم اخلاص را مى‏جود و رابطه بنده با خالق قطع مى‏ شود.
۲۵
اسفند
حاج آقا قرائتی :خداوند، انسان را آزاد آفریده است و به او اختیار داده تا کارهایش را انتخاب کند. گرچه بعضى گفته‏اند: انسان در کارهایش مجبور است و گمان مى‏ کند که آزاد است، امّا دلایل بسیارى بر اختیار انسان وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‏ کنیم:
الف) هر انسانى در کارهاى خود گاهى دچار تردید و شک مى‏ شود که آیا انجام دهد یا ندهد؟ همین شک، دلیل بر آزادى اوست که مى‏تواند کارى را انجام دهد و مى‏ تواند انجام ندهد.
ب) گاهى انسان‏ها به کار یکدیگر انتقاد دارند. انتقاد نیز دلیل آن است که کسى که کار را انجام داده، مى‏ توانسته انجام ندهد.
ج) هر انسانى در عمر خود بارها از گفتار و رفتار خود پشیمان شده است و همین پشیمانى دلیل آن است که مى‏ توانسته انجام ندهد و لذا با خود مى‏گوید: اى کاش انجام نمى‏ دادم!
د) همه مردم فرزندان خود را تربیت مى‏ کنند و یا به معلّم و مربّى مى‏ سپارند و این دلیل آن است که فرزند انسان مى‏ تواند مسیر کج را رها و به راه حق برود.
بنابراین شک، انتقاد، پشیمانى و تربیت، دلیل آزدى انسان است. علاوه بر آنکه آزادى خواسته تمام انسان‏ها بلکه حیوانات است. شما اگر گربه‏اى را در قفس کنید، هر نوع غذا براى او در قفس قرار دهید، باز ناراحت است و ترجیح مى‏دهد در کوچه و خیابان ساده‏ترین غذا را بخورد امّا در قفس نباشد.
در بهشت نیز اگر آزادى نباشد، مؤمن رنج مى‏برد و لذا مؤمنان هنکامى که وارد بهشت مى‏شوند، خدا را به خاطر آزادى در بهشت سپاس مى ‏گویند: «ألحمدُ لِلّه الّذى نَتبَوّء من الجنّة حیث نشاء»(سوره زمر، آیه 74.)
با این همه، انسان بنده خداست و باید به دستورات او عمل کند و اگر آزادى مرز نداشته باشد و انسان اختیار خود را به نفس و تمایلات شخصى یا تمایلات دیگران بدهد او را به دره هلاکت سقوط خواهد داد.
آزادى باید در چارچوب فرامین خدا و عقل باشد تا سبب سلب آزادى دیگران نشود.
۳۰
بهمن

حاج آقا قرائتی :اولاً اگر شخص دیگرى با بیان بهترى بگوید اثر مى ‏کند، از او بخواهید که این کار را انجام دهد. هنگامى که خداوند به حضرت موسى دستور داد نزد فرعون برود و او را ارشاد کند، موسى علیه السلام از خداوند خواست که برادرش هارون که بیان بهترى دارد را همراه او بفرستد. «و أخى هارون هو أفصحُ منّى لِساناً فَارسله مَعى»(سوره قصص، آیه 34)
ثانیاً گاهى با یکبار اثر نمى‏ کند، امّا با تکرار اثر مى‏ کند، آن هم با بیان‏هاى گوناگون. چنانکه چوب سخت با یک ضربه تبر شکسته نمى‏ شود، تکرار لازم است. قرآن مى‏ فرماید: ما مطالب خود را در قالب‏هاى گوناگون بیان کردیم تا شاید اثر کند. «لقد صَرّفنا فى هذا القرآن»( سوره اسراء، آیه 41)
ثالثاً ممکن است شیوه ما صحیح نبوده که اثر نکرده است. چون امر به معروف و نهى از منکر شرایط و اصولى دارد و با هر منکر باید به گونه‏ اى متناسب برخورد کرد؛
گاهى گرد و غبار روى لباس شما مى‏ نشیند و گاهى دوده. غبار با ضربه محکمى که بر لباس مى‏زنید برطرف مى‏ شود، امّا اگر همین ضربه را به دوده بزنید، هم دستتان سیاه مى‏ شود و هم دوده به لباس فرو مى‏رود. برطرف کردن دوده با فوت است و برطرف کردن غبار با ضربه. پس هر منکرى را باید به گونه‏ اى خاص برطرف کرد.
چنانکه قرآن مى‏ فرماید: «واتوا البیوت من أبوابها»( سوره بقره، آیه 189) یعنى هر خانه‏اى را باید از راهش وارد شد.
رابعاً براى بازداشتن مردم از فساد باید راه‏هاى حلال را به روى آنان باز کرد. حضرت لوطعلیه السلام هنگامى که دید مردم به مهمانانش، سوء قصد دارند فرمود: من حاضرم دخترانم را به ازدواج شما در آوردم تا شما دست از مهمانان من بردارید. من راه حلال را براى شما باز مى‏ کنم تا شما به گناه گرفتار نشوید. «هؤلاء بَناتى هُنّ أطهرلکم فاتّقوا اللّه و لا تخزونى فى ضَیفى»( سوره هود، آیه 78)